بعضی از بچه ها میگن: «من وقتی آهنگ گوش میدم بهتر تمرکز میکنم!» امانکته اصلی اینه که گاهی شما احساس تمرکز میکنید،اما تمرکز واقعی ندارید. اول از همه لازمه موسیقی رو به دو قسمت تقسیم کنیم:
۱) موسیقی با کلام مغز شما وقتی درس میخونه باید:
معنی جملهها رو بسازه.
اطلاعات رو پردازش کنه.
ارتباطها رو وصل کنه. حالا اگه آهنگ با کلام باشه، مغز باید همزمان متن آهنگ رو هم تحلیل کنه. که این میشه #تقسیم_توجه (Divided_Attention#).
در نتیجه عمق یادگیری میریزه و آخرش #حس میکنی «خوندم»، ولی واقعاً چیزی وارد مغز نشده.
۲) موسیقی بیکلام بیکلام چون تحلیل متن نداره نسبت به قبلی بهتره اما هنوز:
ریتم
ملودی
بالا و پایین شدن صدا باز هم بار شناختی ایجاد میکنه.و بخشی از #حافظه_کاری مغز میره برای آهنگ.اما برای کار های سبک زیاد مشکلی نداره.
ولی یک سوال پیش میاد که چرا بعضیها فکر میکنن “من با آهنگ بهتر میفهمم”؟
۱) #شرطیسازی سالها فقط با آهنگ درس خوندن. مغز یاد گرفته که «آهنگ = شروع کار». اما این تمرکز واقعی نیست، عادت مغزه.
۲) #کاهش_اضطراب بعضیها توی سکوت مضطرب میشن. موسیقی اضطراب رو کم میکنه، ولی روی کیفیت یادگیری میتونه تاثیر منفی بذاره.
۳) #توهم_تمرکز بعضی مواقع فقط فکر میکنی تمرکز داری، برای مثال وقتی حواست از اضطراب پرت میشه، فکر میکنی تمرکز کردی، درحالیکه کیفیت یادگیری پایین اومده.
✿❥︎┅┄┅✵مشاوره تحصیلی میرنژاد✵┅┄┅❥︎✿
موسیقی چطور رو مغز اثر میذاره؟ روی هیپوکامپ (مرکز حافظه) و آمیگدال (مرکز احساسات) اثر مستقیم داره. با توجه به نوع موسیقی امکان داره که براتون مفید باشه یا مضر.همچنین دانشمند های مطرحی مثل ابنسینا، فارابی و… در رابطه با موسیقی توصیه هایی داشتن.
بهترین سبکهاب موسیقی برای دانشآموزها
لوفای
کلاسیک (باخ، موزارت – مخصوصاً برای یادگیری)
موسیقی بومی/سنتی ملایم
صداهای طبیعت + امبینت + وایتنویز
چه سبکی برای چه کاری؟ ■ یادگیری جدید
کلاسیک (باخ بهتر از بقیه) ■ تمرکز و آرامش
امبینت، پیانو ملایم، طبیعت، وایتنویز ■ مرور
لوفای ■ شروع مطالعه وقتی بیحال هستی
فقط ۲–۳ دقیقه موسیقی انگیزشی (نه موقع درس!)
همیشه هم لازم نیست با موسیقی درس بخونی فقط وقتی که “کوک” نیستی یا محیطت خیلی شلوغه. در شرایط عادی بهتره بدون موسیقی درس بخونی.
برگرفته از پادکست تاثیرات موسیقی بر روی حافظه و یادگیری
[ پادکست خطاهای شناختی]
دسترسی به فایل کامل پادکست
تحلیل سه خطای شناختی در مسیر موفقیت تحصیلی
مغز ما برای #صرفهجویی در انرژی، اغلب از #میانبرهای_ذهنی استفاده میکند. دانیل کانمن برنده نوبل، این میانبرها را «خطاهای شناختی» مینامد. شناخت این خطاها به دانشآموزان کمک میکند تا تصمیمات منطقیتری بگیرند و در دام احساسات و قضاوتهای #غلط نیفتند.
۱. خطای لنگر (Anchoring Bias): این خطا زمانی رخ میدهد که برای تصمیمگیری، بیش از حد به اولین اطلاعاتی که دریافت کردهای (لنگر) تکیه میکنی. ذهن انسان تمایل دارد قضاوتهای بعدی را نسبت به آن نقطه شروع تنظیم کند. این لنگر میتواند یک عدد، یک جمله یا یک تجربه باشد.
مثال: * عدمتوانایی در درس خواندن در شرایط جنگی: خیلی از بچه ها توی همون روز های اول جنگ با این موضوع رو به رو شدند و شاید خیلی ها اونارو به عنوان یک لنگر در نظر گرفتن و دیگه هیچ امیدی به درس خواندن در این #شرایط_سخت ندارن.
۲. خطای دسترسی (Availability Bias): در این خطا، ما اطلاعاتی را که به #راحتی در دسترس ماست (اخیراً شنیدهایم یا بارها تکرار شده) معتبرتر و مهمتر از سایر اطلاعات میدانیم. «#تازگی» و «#تکرار»، جای «#واقعیت» را میگیرند.
مثال: * تأثیر کلیپهای انگیزشی: دانشآموز امروز در معرض #انبوهی از محتوا قرار دارد. اگر یک رتبه برتر در یک کلیپ بگوید «من ساعت ۵ صبح بیدار میشوم»، چون این اطلاعات تازه و در دسترس است، دانشآموز فکر میکند کلید موفقیت فقط ساعت ۵ صبح است، بدون اینکه به بدن و شرایط خودش توجه کند. * تعمیم یک آزمون بد: دانشآموزی که ۵ آزمون پشت سر هم خوب کار کرده، اما در آخرین آزمون (که تازهتر است) افت کرده است، خطای دسترسی باعث میشود او بگوید «من دیگر نمیتوانم نتیجه بگیرم». او اطلاعات مثبت گذشته را #نادیده میگیرد و فقط به اطلاعات منفی و در #دسترس (آزمون آخر) وزن میدهد. * باورهای غلط رایج: شنیدن جملاتی مثل «برای کنکور باید خواب را حذف کرد» به دلیل #تکرار_زیاد در فضای مجازی، به عنوان یک واقعیت غیرقابل تغییر در ذهن ثبت میشود.
۳. خطای نمایندگی (Representativeness Bias): مغز ما به جای تحلیل آماری و منطقی، بر اساس «شباهت ظاهری» یا «الگوهای کلیشهای» قضاوت میکند. ما فکر میکنیم اگر چیزی شبیه به یک گروه یا #الگوی_خاص باشد، قطعاً ویژگیهای آن گروه را هم دارد.
مثال: * تقلید کورکورانه: دانشآموزی میبیند دوست صمیمیاش (که شبیه خودش فکر میکند) منبع خاصی یا کتابی را خریده، #بدون_تحلیل اینکه آیا آن کتاب به او هم میخورد یا نه، همان کار را میکند. او فکر میکند چون ما شبیه هم هستیم، روش درس خواندنمان هم باید یکی باشد. * تعمیم ناتوانی: اگر دانشآموزی در یک مبحث خاص (مثلاً یک مبحث ریاضی) مشکل دارد، بلافاصله میگوید «من در ریاضی هیچوقت خوب نیستم». او یک نمونه کوچک را #نماینده کل تواناییهای ریاضی خود میداند. * محیط پیرامونی: اگر در یک مدرسه یا شهر، کسی رتبه تکرقمی نشده، دانشآموز به خطای نمایندگی دچار میشود و میگوید «چون من شبیه بقیه اطرافیانم هستم و اینجا کسی موفق نشده، پس من هم نمیتوانم». او آمار و تلاش فردی را نادیده میگیرد و فقط به شباهت خود با گروه تکیه میکند.
پست های مرتبط
5 دیدگاه
به گفتگوی ما بپیوندید و دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید.
امکان ارسال نظر وجود ندارد.
خیلی چیزها راجع به ماسک ها نیز یاد گرفتید. با تشکر از شما برای به اشتراک گذاری.
نتیجه خوبی Caroline! خوشحالم که از آن لذت بردم
این خیلی عالی بود، تشکر کالب
مقاله بزرگ من فکر می کنم که شرکت ها قوی ترین طرفدار های کاربر را ایجاد می کنند زمانی که طراحان و برنامه نویسان ارزش ارزش تجربه کاربر را درک می کنند.
عالی بود